انجمن ضد زنان شلوغ حکایات و داستانها ی زیبا و پند آموز برای زنان و دختران آخرین مطالب
نويسندگان سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:كارو , :: 8:56 :: نويسنده : پورباقر مهنه
كارو چرا اينگونه گفته ؟ برو ای دوست ، برو !
برو ای دختر شال محبت بر دوش ! دیده بر دیده ی من ، مفکن و نازممفروش .. من دگر سیرم ... سیر .. ! بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی توپست ! تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست ! کم بگو ، جاه تو کو ؟مال تو کو ؟ برده ی زر ! کهنه رقاصه ی وحشی صفت ، زنگی خر ! گر طلانیست مرا ، تخم طلا ! ... مردم من ! زاده ی رنجم و پرورده ی دامانشرف آتش سینه ی صد ها تن دلسردم من ! دل من چون دل تو صحنه ی دلقکهانیست ! دیده ام مسخره ی خنده ی چشمکها نیست ! دل من مأمن صد شور وبسی فریاد است! ضربانش ، جرس قافله ی زنده دلان طپش طبل ستم کوب ،ستم کوفتگان ساعت ، پایان شب بیداد است! دل من ، ای زن بدبخت هوس پرور ، پست ! شعله ی آتش شکن است ! حیف از این قلب ، از این قبرطرب پرور درد که به فرمان تو ، تسلیم تو جانی کردم حیف از آن که باسوز شراری ، جانسوز پایمال هوس هرزه و آنی کردم در عوض با من شوریده، چه کردی ؟ نا مرد ! { نا زن ! } دل بمن دادی ؟ نیست ؟ صحبت از دل مکن ، این لانه ی شهوت ، دل نیست ! دل سپردن اگر اینست ! که این مشکل نیست ! هان ! بگیر ، این دلت : از سینه فکندیم بدر ! ببرش دورببر ببرش تحفه ز بهرپدرت ، گرگ پدر!
موضوعات پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |