انجمن ضد زنان شلوغ حکایات و داستانها ی زیبا و پند آموز برای زنان و دختران آخرین مطالب
نويسندگان سه شنبه 13 دی 1390برچسب:جوك, :: 10:5 :: نويسنده : پورباقر مهنه
همسایه طبقه پایینیمون نذری میداد. کلی صف کشیده بودن دمه خونمون میخواستم برم بالا رفتم سمت در. یارو از ته صدا زد: کجا میری ته صف اینورهها! میگم خونهمون اینجاست! میگه واسه ما فیلم بازی نکن! کم مونده بود دسته جمعی بریزن سرم. مجبور شدم واسه اینکه کتک نخورم برم تو صف وایسم که برم خونه
قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،
یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده
شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا موضوعات پیوندهای روزانه
پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |